تبليغاتX
دامون

دامون

همونطوری که فکر میکنم مینویسم و همونطوری که مینویسم زندگی میکنم.

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا رو ازاینجا دنبال کنید.
+ نوشته شده در  2012/4/30ساعت 13:46  توسط دامون  | 

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا رو ازاینجا دنبال کنید.
+ نوشته شده در  2012/4/27ساعت 15:57  توسط دامون  | 

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا رو ازاینجا دنبال کنید.
+ نوشته شده در  2012/4/23ساعت 11:50  توسط دامون  | 

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا رو از اینجا دنبال کنید.
+ نوشته شده در  2012/4/12ساعت 11:32  توسط دامون  | 

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا  رو از اینجا دنبال کنید.

+ نوشته شده در  2012/4/11ساعت 15:11  توسط دامون  | 

نوشته جدید در وبلاگ مهاجرت به استرالیا  رو از اینجا دنبال کنید.
+ نوشته شده در  2012/4/10ساعت 10:41  توسط دامون  | 

سلام به همه دوستان گرامی

بلاگفا دیگه خسته ام کرده بود و آخرین داستانی که باهاش داشتم این بود که دو هفته اس نمیتونم کامنت پابلیش کنم ؟!! خیلی وقت بود میخواستم برم روی یه دامین مستقل منتها دوست نداشتم که اینکار باعث شه تعداد ویزیتورها کمتر شه و مخصوصا دوستانی که  با ریدر مطالبم رو دنبال میکنند ، آدرس رو اشتباه برن .

به هرحال خوشحال میشم از این به بعد از این آدرس مطالبم رو دنبال کنید :

http://www.inside-australia.com

چند تا حاشیه مهم تر از متن :

۱- دوستان فید خوان ، لطفا همین الان این فید جدید رو جایگزین کنید : http://feeds.feedburner.com/inside-australia/GYMT 

۲- دوستان وبلاگ نویس عزیز ، ممنون میشم که لینک وبلاگم رو عوض کنند توی بلاگهاشون (اگه از عنوان جدید وبلاگ هم استفاده کنند واسه لینک دادن  که خیلی حال دادن ) و اگه دوست عزیزی جدیدا من رو لینک کرده خبر بده که لینکش کنم ، دارم لیست لینکهای وبلاگ جدید رو آماده میکنم.

۳- امکان Share کزدن مطالب توی بلاگ جدید قرار داده شده ، خوشحال میشم استفاده کنید .

۴- علاوه بر تمام پستهای این وبلاگ ، همه کامنتها رو هم تونستم جابجا کنم ، پس چیزی از دست نرفته خدارو شکر.

+ نوشته شده در  2012/3/12ساعت 22:26  توسط دامون  | 

پیش نوشت : پست قبلیم هنوز به قوت خودش هست و کماکان اگه کسی میخواد مشارکت کنه میتونه همونجا کامنتش رو بزاره . اینکه تا حالا نرسیدم کامنتها رو پابلیش کنم به خاطر سیل عظیم کامنتها بوده ( مسلما میدونید که دارم شوخی میکنم ، خودتون رو که میشناسید ؟)از دوستانی که هنوز کامنتشون پابلیش نشده عذر میخوام ، در ضمن دوستان فحش گذار عزیز میتونند خوشحال باشند که اونایی که فحش ناجور نداده باشند از این به بعد برخلاف روال جاری پابلیش میشن و جوابشون رو میدم ، با خودم که خلوت کردم دیدم من تو عمرم کل کل نخوابونده نداشتم ، این مدت هم زیادی با کلاس بازی در اوردم ، اونایی که فحش بی ادبی ندند رو پابلیش خواهم کرد( به امید خدا با یک فقره جواب کلفت و درخور ) از این به بعد . فقط یه چیز دیگه اندر این باب :

اگه فیلم "خانه ای روی آب" رو دیده باشید ، سکانسی هست که عزت الله انتظامی میگه " تو این مملکت ، بخل و حسادت و کینه و تنگ نظری شغل دوم همه است "

توی این پستم میخوام در مورد Bill Shock صحبت کنم ، دوستان این طرفی ممکنه دردش رو کشیده باشند ولی اسمش رو ندونند که درد چی بوده . معمولا روی سیستم تلفن یا اینترنت که به صورت پلن میگیرید ، مقدار مصرف مشخصی تعریف شده ، مثلا من بابت پلن 45 دلاری موبایل ودافونم در ماه 450 دلار امکان تماس با تلفنهای داخلی غیر ودافون رو دارم ، اما نرخ تماس یه مقدار غیر منصفانه حساب میشه که حدود دقیقه ای یک دلاره ، تو نگاه اول این دقیقه ای یک دلار به خاطر ده برابر بودن پولی که میشه مصرف کرد نسبت به پولی که میدی ، به چشم نمی آد اما حکایت ما از اونجا شروع میشه که توی یه ماه خاص از حد اون 450 دلار (یا حدود 500 دقیقه صحبت) بگذری و وقتی که میبینی به ازا هر دقیقه صحبت اضافه بر کوپون ( کی گفته حرف زدن مفته ؟) باید همون حدود یک دلار رو واقعا از جیب بدی بره ،درد رو احساس میکنی .
خوب اولها آدم شاید بره هر هفته هم میزان مصرفش رو چک کنه ( ذوق داره دیگه ) اما وقتی مشمول مرور زمان و عادی شدن داستان میشی ، توی یه ماه خاص خفت میشی و راه در رو نداری چونکه اون جناب Terms And Condition معروف رو تیک زدی و امضا هم کردی ، خدمت سروران سال بالایی که همین الان مثل بعضی دیگه از پستها ، بقیه پست رو نخونده دارن میرن که کامنت بزارن که "جوجه سال پایینی چرا افاضه فضل میکنی و من الان شونصد ساله استرالیا م و بهتر از تو میدونم" ( یکی نیست بگه خوب عتیقه ، مگه من جلوت رو گرفتم ؟ برو هم بکش ، وبلاگ درست کن مثل این همه آدم دیگه و هر چی میخوای بنویس ) و بعد از کلی فحش و فضیحت ، بگه که میتونی زنگ بزنی اعتراض کنی و از خودش هم مایه نمیزاره که " یکی از رفیقامون کرد ، شد" ، باید عرض کنم که ما کردیم ، نشد .
یعنی زنگ زدم و طلبکارانه گفتم که شما این کارتون fair نیست و باید سرویسی در اختیار من میزاشتید که بتونم مطلع شم که مصرفم داره از حد رد میشه و طرف هم از اون ور با لهجه زیبای جنوب هندیش بهم عرض کرد که توی فلان قسمت منوی اکانتت میتونی ست کنی و بدین طریق به صورت کنترل از راه دور از بمبئی مارو سوسک نمود .
کل این انشا رو نوشتم که دوستان رو با مفهوم هیجان انگیز قبض شوکه کننده آشنا کنم و هم اینکه بگم که به محض گرفتن هر پلنی بر شما واجب است که روشهای جلوگیری از این هیجان اضافی در زندگیتون رو پیدا کنید .

ضمیمه :

سکانس ذکر شده از فیلم رو گیر اوردم ، لینک زیر دقیقه ۲:۲۶

http://www.youtube.com/watch?v=v5aAcKfsol8&feature=related

+ نوشته شده در  2012/3/8ساعت 14:13  توسط دامون  | 

سلام به همه دوستان عزیز
تا چند ماه دیگه میشه 5 سال که دارم مینویسم ، دقیقش اینه که تا حالا 240 تا پست نوشتم و به قولی از هر دری سخنی گفتم  ، از روزگارمون تو ایران ، مالزی و استرالیا ، حسم نسبت به عزیزترین موجود دنیا که الان هزاران کیلومتر ازم دوره و ذره ذره وجودم میخوادش ، کارهایی که واسه مهاجرت لازم بوده ، کارهایی که واسه ستل شدن انجام دادم ، نظرم در مورد فرهنگ و اجتماع اینجا و اونجا و ...  هر چند خیلی سعی کردم که حتی روزنوشته هام هم ربطی به مهاجرت و استرالیا داشته باشه .
پیدا کردن مطالب قدیمیم برای خودم هم خیلی سخت شده و باید از گوگل استفاده کنم ، ولی مسئله اینه که به مرور که جلو میرم و مینویسم اطلاعاتم کمتر به درد کسایی که در شرف مهاجرت یا در اوائل ورود هستند میخوره ، اینه که گفتم شاید بد نباشه که چند تا صفحه ایندکس واسه بلاگم درست کنم .
اولا که باید حداکثر سه یا چهار سرفصل ایجاد کنم و بعد پستهای مرتبط با هر کدوم رو پیدا کنم و با یه توضیح نیم خطی ، لینکشون کنم تو صفحه ، مشکل اینه که در حال حاضر شدیدا از نظر وقتی تو مضیقه ام ، و هفته دیگه هم اگه خدا قبول کنه مسافرم واسه حدود یه ماه ، اینه که گفتم اینجا بگم که اگه کسی از دوستان هست که این دم عیدی دنبال انجام یه کار عام المنفعه و به قول دوستان "باقیات صالحات"ه ، واسم پیغام بده که از کمکش استفاده کنم . فکر کنم حداقل هر تاپیک بین دو تا پنج  ساعت وقت میخواد .
اگرم وقت ندارید و یا وقت دارید و دلیلی نمیبینید که این کمک رو بکنید هم اصلا وجدان درد نگیرید و به حس همیاریتون فشار نیاد ، خیلی مسئله مهمی نیست و انتظاری هم ندارم همینکه "وقت گرانبهاتون" رو میزارید این اراجیف رو میخونید از سر ما هم زیادیه ...
آها یه سری ایده در مورد اینکه بهترین لیست سرفصلها چی میتونه باشه با توجه به مطالب بلاگم دارم ولی خوشحال میشم شما هم پیشنهاد بدید ... آره داداش(آبجی)... وقت نداری ، نظر که داری ؟ آها وقت واسه نظر دادن نداری ؟ ایول .. هستم باهات،  اونم خیالی نیست .. هر جور حال میکنی .

+ نوشته شده در  2012/3/6ساعت 11:38  توسط دامون  | 

نوشتن در مورد خوراکیها به خاطر پیدا نکردن مطلب کافی یه مقدار به تاخیر افتاد و این قسمت سریال رو میخوام در مورد ورزش بنویسم ، استرالیایی ها هر چند فیت ترین مردم دنیا نیستند اما به وضوح میتونی جو غالب ورزشی رو توشون ببینی ، زمینهای چمنی که تو هر سابرب چند تاش رو میبینی ، دونده هایی که زرت و زورت تو سرما و گرما از کنار دستت رد میشن و باعث میشه از حسادت بگی "عجب علافیه ها ، معلوم نیست میخواد کجا بره با این عجله ؟!" ، جیم های همیشه شلوغ ، استخرهایی که اکثر مردم جای کار بد کردن تو آب و دور هم خندیدن و کله ملق زدن تو آب و "رفیق غرق کردن بازی" دارن توش شنا میکنن و... همه نشون میده که ورزش کردن اینجا جزو نرمال زندگیه .

صحبت در مورد ورزش و اتفاقات ورزشی یکی از بهترین روشهای شروع یک صحبت و آشنایی با اوزیهاس ، اینه که میخوام یه مقدار در مورد ورزشهای اصلی استرالیا که مشخصا با ما فرق داره ، براتون بنویسم .

محبوب ترین ورزش اوزیها ، کریکته (Cricket) خوب این ورزشیه که تا اونجا که من میدونم فقط تا حدودی در قسمتهای شرقی ایران خیلی محدود بازی میشه . اما جالبه که بدونید این ورزش انگلیسی بعد از اون یکی ورزش انگلیسی یعنی فوتبال (کجاست اون رفیقمون که همش میگفت کار کار انگلیساست؟) ، پر طرفدارترین در دنیاست . تماشا کردنش خیلی سخت نیست ، اگه قوانین سادش رو یاد بگیرید ، اتفاقا تماشا کردنش  اصلا خسته کننده نیست  هرچند خیلی طولانیه . حالا واستون یکی دو تا لینک واسه یادگیریش میزارم اما خیلی سادش اینه که تیمی دو تا یارش داخل زمین با چوب وای میسن امتیاز میگیره ، انم اینجوری که تیم مقابل توپ رو پرت میکنه و اونا با چوب میزنن و توپ رو سوت میکنن ، به تعدادی که فاصله بین دو تا علامت رو زمین (سه  تا چوب که تو زمین کردن ) رو میتونن بدون ، امتیاز میگیرن . اگه توپ رو بیرون زمین سوت کنند ، بسته به جاش چهار یا شش امتیاز میگیرن .تیمی که تو زمینه و پرتاب میکنه هم باید ضربه زننده ها رو اینجوری بسوزونه که یا توپش رو بدون زمین خوردن ، تو هوا بگیره یا اینکه با توپ بزنه به اون سه تا چوب رو زمین . بعدم که همه ضربه زننده ها رو سوزوندن یا یه تعداد مشخصی توپ پرتاب شد ، نوبت تیم مقابله ... عجب توضیح خفنی دادم ها ، عمرا اگه فهمیده باشید چی گفتم ، خلاصه اینکه اگه دنبالش کنید ورزش با مزه ایه .استرالیا هم یه جورایی برزیل کریکت حساب میشه و چهار پنج تا قهرمانی جهانی داره و رقیبهای اصلیش هند و سریلانکا و انگلیسن.
میخواید کریکت رو یاد بگیرید ؟ بابا علاقه مند ، بفرمایید : این فیلم و این یکی  رو از دست ندید.

با فاصله کم هم راگبی که اونم اینجا خیلی محبوبه و اتفاقا اصلا ورزش جهان شمولی نیست و فقط توی تعداد محدودی از کشورها با قوانین مشابه بازی میشه ( هر چند استرالیا هم تا اونجا که من فهمیدم دوتا لیگ مختلف ملی و چند تا لیگ مخلف ایالتی داره که تازه قوانین همشون هم یکسان نیست ) اینه که من با اینکه چهار پنج بار قوانین راگبی برام توضیح داده شده ، اما هنوز نمیتونم درست و حسابی بفهمم چه خبره . اونم سادش اینه که دو تا تیم وای میسن جلو هم و سر یه توپ بیضی هی میزنن تو سر و کله هم و هر بلایی که لازم میدونن سر هم دیگه میارن که خدای نکرده تیم مقابل با تو پ از خط اونور رد نشه و پنج امتیاز نگیره یا اینکه شوت نزنه که از دروازه ای که ده بیست متر ارتفاع داره ، رد شه و سه امتیاز بگیره . کل کل اصلی توی مسابقات جهانی رو با نیوزلندیها دارن ... ای بابا چقدر علاقمند ؟ خوب این و این هم دو تا  فیلم واسه یادگیری راگبی ... آها یه چیز جالب اینه که خوب معمولا راگبی با فوتبال آمریکایی مقایسه میشه و آمریکایی ها راگبی رو مسخره میدونن و اوزیها فوتبال آمریکایی رو سوسولی .

یه دوست اوزیم میگفت که بچه های اوزی تحت تاثیر ستاره های فوتبال  (همون ساکر ) تو سن و سال کم خیلی به فوتبال (بازم همون ساکر )علاقه نشون میدن ، اما اکثرن بعدا میفهمن که سرنوشتشون اینه که  راگبی بازی کنن یا کریکت ...

خلاصه اینکه روزایی که بازیهای مهم کریکت یا راگبی برقراره ، ملت توی بارها داد و بیدادی راه میندازن که بیا و ببین .

البته نمیدونم موج سواری یا اسب سواری ، دقیقا ورزش حساب میشه یا نه ؟ که اگه بشن خوب اونها هم خیلی محبوبند در استرالیا ، مخصوصا مسابقات اسب سواری که به خاطر شرط بندیهای روش و شغلهایی که پیرامونشه ، تو اقتصاد استرالیا هم تاثیر زیادی داره .

اما با خوب امسال سال المپیکه و جو داغه ، کریکت و راگبی که تو المپیک نیستند ولی استرالیا با وجود جمعیت کمش معمولا تو المپیکها نتایج خوبی میگیره ، که بهترینش فکر کنم سومی در المپیک ملبورن و چهارمی توی سیدنی بوده و معمولا حدود سیزده چهارده تا طلا میگیرن اوزیها تو هر دوره ... ورزشهای اصلی که استرالیایی ها توش طلاهای المپیک رو درو میکنن هم شنا ، دوچرخه سواری ، دومیدانی و قایق رانیه (rowing , Sailing) . حالا اگه عمری بود موقع المپیک لندن هم در موردش مینویسم .

+ نوشته شده در  2012/3/4ساعت 20:13  توسط دامون  |